چه بد روزگاری دارم.....
چقدر دوست داشتم یکی از من میپرسید
چرا نگاه هایت انقدر غمگین است..؟
چرا لبخندهایت انقدر تلخ است...؟
اما....
کسی نبود...
همیشه من بودم ومن و تنهایی پرازخاطره
ای بانوهستم
باتویی که ازکنارم گذشتی وحتی یکبار هم نپرسیدی
چرا...
چرا چشمانم همیشه بارانی است...

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:51 توسط mohammad"
|