عشق بی هدف
با تو من تا به ابد هم شاعرم
نه امپراطورم
و نه ستاره ای در مُشت دارم...
اما خودم را
با کسی که خیلی خوشبخت است
اشتباه گرفته ام...
و به جای او نفس می کشم...
راه می روم...
غذا می خورم...
می خوابم و ...
چه اشتباه قشنگ و دل انگیزی!!!...

شنبه:با نگاهی عاشقانه مست شدم!
یکشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم!
دوشنبه:همچو لیلی عاشق صحرا شدم!
سه شنبه:بی وفایی کرد و من گریان شدم!
چهار شنبه:اسیر هجرانش شدم!
پنج شنبه:اورفته من در عاشقی فانی شدم!
جمعه:بی او تنها شدم و از تنهایی
چی بگم از کجا بگم
ازغم یا بدی این دنیا بگم
دنیامون پراز بدیه نازنین
عاشق تنها میمونه اینه بدیه این سرزمین
من که نگفتم راز دل خود با آن دل آرام
شاید گر اوهم بداند نگردد یک لحظه آرام
من که می دانستم گشتم این طور خراب
گر تو دانستی نکن ردم نکن بیشتر مرا خراب
![]()
کسی جواب گریه مرا نمیدهد
زخم خورده ام ولی میان جمع
یک نفر برای زخمهای دل دوا نمیدهد
چرخ میخورم به لابه لای قلبهای کاغذی
یک نفر در این میانه
بوی آشنا نمیدهد
با دلی شکسته
از جماعتی گسسته
رو به سوی خویش میروم
روبروی آینه حرف میزنم
گریه میکنم
آینه به حرفهای من گوش میدهد و گریه میکند)

نگاهی کردم و بدادم دل
ماندم بی کس تنها افتاده ام در گل
الان باید میکردم در آسمان سیر
نه دراین دنیا کنم مردم را سیل
هنوز دیر نیست,حرفی درست است
اماعشقم راچه کنم.خدایا بنگر در این بنره ی بی میل


دفترم پرشده از اسمت دلبرم
مانده ام بی کس وتنها در این لیل
ازبس گریه کرده ام چشمم سراب است
بگو بله،نکن ردم تو که نیستی بی دل
شب رسی وباز هم تنها مانده ام
تاکی صبر کنم نگویم به تو این حرف دل
این است گوشه ایی از گله های من
بیچاره بی هدف دل من
